X
تبلیغات
رایتل
تحقیقی جامع درمورد حجاب - دانلود رایگان نرم افزار|میـــهـــن دانلــود|
تاریخ : دوشنبه 4 مهر‌ماه سال 1390 | 02:32 ب.ظ | نویسنده : ADMIN


تفاوت عمده ی فرهنگ جدید غربی و فرهنگ اسلامی ، در تعریف " انسان" منعکس می شود. اگر انسان برحسب فرهنگ غرب ، موجود است که معنویت رع و ور بنای زندگی مادی اوست ، در فرهنگ اسلامی موجود است که معنویت ، کمال مطلوب و غایت و نهایت زندگی اوست نکته مهم این است که در اسلامی معنویت و روحانیت به هیچ روی در مقابل مادیت و جسمانیت قرار نگرفته است. دین برای آن نیامده است تا مارا از جسم یک سمره غافل سازد و از دنیا جدا کند بلکه برای آن است که به ما " اندازه" بیامزد تا بتوانیم با حفظ اعتدال ، از فراط و تفریط مصون بمانیم و مثلا چنان نباشیم که خود را تن بنگاریم و جز به بهره وری از جسم به هیچ چیز نیندیشیم . در چنین بینشی دیگر تن ، تنها بخش وجود انسان نیست و خوشبخت شدن نیز ، تمتع محدود جسمانی میان تولد تا مرگ نیست . انسان راه درازی در پیش دارد که مرگ یکی از گذرگاه های آن است . او رو به سوی خدا دارد که کمال مطلق و سرچشمه ی همه ی خوبی ها و ارزش هاست . او خود را شریف تر از آن می داند که به جسمش شناخته شود و وظیفه خود را خطیر تر از آن میبیند که تنها به بدن نمایی و آرایش جسم بپردازد انسان در همه ی بینش های معنوی و از جمله در اسلام ، برای آن لباس به تن نمی کند که تن را عرضه کند ، بلکه لباس می پوشد تا خود را بپوشد . لباس برای یک حریم است ، به منزله ی دیوار دژی است که تن را از دستبرد محفوظ می دارد و کرامت او را حفظ می کند . لباس پوست دوم انسان نیست خانه اوست انسان اسلام ، کمال خود را به خدای خویش می فروشد . لباس انسان پرچم کشور وجود اوست ، پرچمی است که او بر سر در خانه ی وجود خود نصب کرده است با آن علام می کند که از کدام فرهنگ تبعیت می کند . هم چنان هر ملتی که با وفاداری و احترام به پرچم خود اعتقادش را به هویت ملی و سیاسی خود را از نمی کند . هر انسان نیز ، مادام که به یک سلسله ارزش ها معتقد باشد ، لباس متناوب با آن ارزشها را از تن به در نخواهد کرد. شگفت است که هر گاه صحبت پوشش و سادگی اسلامی به میان می آید ، مخالفان می گویند شما می خواهید زن را از حضور فعال در جامعه محروم کنید و او را در خانه محبوس می سازید شما شخصیت زن را جدی نگرفته اید و نیمی از جمعیت کشور را از صحنه ی کار اجتماعی بیرون رانده اید . در پاسخ باید گفت : اتفاقا چون در تفکر اسلامی ، زن باید به عنوان یک انسان به صورتی بسیار جدی وارد اجتماع شود لازم است دست از تجمل و خود نمایی بردارد . لازمه ی اجتماعی بودن این است که فرد کمتر خود بپردازد و خود را هم چون قطره ای در دریا ی جامعه غرق کند . لازمه ی وارد اجتماع شدن این است که "من" مشخص و انگشت نما بسازد ، معلوم نمی شود او نمی خواهد به اجتماع بپیوندد.

بقیه در ادامه مطلب


فهرست مطالب
تاریخچه ی حجاب _ علت پیدا شدن حجاب _ بالابردن ارزش_ واژه ی حجاب_ فلسفه ی پوشش در اسلام _ آرامش روانی _ استحکام پیوند خانوادگی استواری اجتماع _ ارزش و احترام زن_ ایرادها وشاکالها_ حجاب و منطق _ حجاب و اصل آزادگی _ رکود فعالیتها_ گل پاک پرسش نامه_ نمودار و جدول مربوط به پرسش نامه_ نتیجه ی تحقیق _ منابع و ماخذ


« مقدمه »امام علی (ع) نقل است که: " گرد ماه وجودش حلقه زده بودیم ، من بودم و دیگر یاران او، دوست داشتیم او بگوید و ما گوش کنیم ولی مثل بعضی وقتها دیگر از ما پرسید: هر کسی چیزی گفت ، ولی هیچ یک از ما پاسخ ها را نپسندید. با خود گفتم پاسخ را باید از فاطمه بشونم . نزد همسرم فاطمه آمدم . فاطمه جان! چدرت ، رسول خدا، از ما سوالی پرسید کسی نتوانست پاسخ دهد." چه چیزی را برای زن بهترین است؟" علی جان! "بهترین چیز برای زن آن است که مرد ( نامحرمی ) را نبیند ومرد (نامحرمی) نیز او را نبیند." چون پاسخ فاطمه را به پیامبر گفت، پیامبر پاسخ اورا پذیرفت و از صمیم جان فرمود: پاسخ فاطمه صحیح است ، او پاره تن من است!" منطق فاطمه این است ، گوهری گرانبها و فرشته ای آسمانی است که هر چه پوشیده تر و محجوب تر باشد نزد خدا محبوبتر است و این با فطرت او کاملا سازگار است. منطق فاطمه این است که خود آرایی و خود نمایی زن نباید در برابر چشم نامحرم باشد ، خداوند این پند را به زن داده است تا قلب شوهرش را فتح کند و چنان قلب او را پر کند که به زنهای دیگر هیچ اعتنا نکند و طمع وصال آنان را در سر نپروراند . کسانی که افسار شهوت و هوس را رها کرده اند و تن به لذت حیوانی داده و غرق در دنیا گشته اند . فرهنگ زندگی آنها چیز دیگری است: " خودآرایی ، خودنما مو چشم و در یک کلمه آزادی حیوانی" آنان شخصیت زن را در اینها می دانند. از نگاه آنان زنی که با مدرن ترین آرایشها و زیباترین لباس ها خود می آراید و با دل رباترین شیوه ها در جامعه جلوه گری می کند و چشمانش به دنبال خواسته های نفسانی اش می چرخد ، زنی با فرهنگ ، امروزی ، مترقی و خوشبخت است ولی واقعیت چیز دیگری است:
" مهار حرص و هوس را اگر رها کردی مدام در هوس و دوام در دردی"




« تاریخچه حجاب »
طلاع تاریخی ما آنگاه کامل است که بتوانیم درباره ی همه ی مللی که قبل از اسلام بوده اند اظهار نظر کنیم . قدر مسلم این است که قبل از اسلام در میان بعضی ملذ حجاب وجود داشته است . تا آنجا که در کتابهای مربوط وجود دارد در ایران باستان و در میان قوم یهود و احتمالا در هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون قانون اسلام آمده سخت تر است. اما در جاهلیت عرب حجاب وجود نداشته است و به وسیله ای اسلام در عرب پیدا شده است . ویل دورانت در صحفه30 جلد 12 " تاریخ تمدن" راجع به قوم قوم یهود و قانون تلمود می نویسد : " اگر زنی به نقض قانون یهود می پرداخت چنان که مثلا بی آنکه چیزی بر سر داشت میان مردم
می رفت و یا در شارع عام نغ می رشت یا با هر سخنی از مردان درد دل می کرد یا صدایش آنقدر بلند بود که چون در خانه اش تکلم می نمود همسایگانش می توانستند سخانا او را بشنود، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد." علیهذا حجابی که در قوم یهود معمول بوده است از حجاب اسلامی بسی سخت تر و مشکل تر بوده است . در جلد اول تاریخ تمدن صحفه ی 552 راجع به ایرانیان قدیم می گوید: " در زمان زدشت زنار منزلتی عالی داشتند . با کمال آزادی خود را حفظ کردند ولی در مورد زنان دیگر ، گوشه نشینی زمان حیض که بر ایشان واجب بوده رفته رفته امتداد پیدا کرد سراسر زندگی اجتماعی شان را فرا گرفت ، و این امر خود مبنای پرده پوشی در میان مسلمانان به شمار می رود. زنان طبقات بالای اجتماع جرات آن را نداشته باشند ببینند. در نقش هایی که از ایران باستان بر جای مانده هیچ صورت زن دیده نمی شود ونامی از ایشان به نظر نمی رسد..." چنانچه ملاحظه می فرمایید حجاب سخت و شدیدی در ایران باستان حکم فرما بوده حتی پدران نسبت به زن نامحرم شمرده اند.

در جلد 11 صفحه ی 112 می گوید: " ارتباط عرب با امیران از مواجب رواج حجاب و لواط در قلمرو اسلام بوده. عربان از دلفریبی زن بیم داشتند و پیوسته دلباخته ی آن بودند و نفوذ طبیعی وی را با تردید معمول مردان درباره ی عفاف و فضلیت زن تلاقی می کردند عمر به قوم خود می گفت : با زنان مشورت کنند خلاف رای ایشان رفتار کنند ولی به قرن اول هجری
مسلمانان زن را در حجاب نکرده بودند ، مردان و زنان با یکدیگر ملاقات می کردند و در

کوچه های پهلو به پهلوی هم می رفتند و در مسجد با هم نماز می کردند حجاب و خواجه داری در ایام ولیعهد دوم معمول شد. گوشه گیری زنان از آنجا پدید آمد که در ایام حیض و فاس بر مردان حرام بودند." در صحفه ی 111 می گوید : " پیغمبر از پوشیدن جامعه ی گشاد نهی کرده بود، اما بعضی عربان این دستور را ندیده می گرفتند، هی طبقات زیور ها داشتند زنان پیکر خود را به نیم تنه و کمربند براق و جامعه ی گشاد ورنگارنگ می آراستند . موی خود را به زیبایی دسته میکردند یا به رف سر می ریختند، یا به دسته ها ببافته به پشت سر می آویختند و گاهی اوقات با رشته های سیاه ابریشم نمایش آنرا بیشتر می کردند. غالبا خود را به گل جواهر می آراستند . پس از سال 97 هجری چهره ی خویش را از زیر چشم به نقاب م پوشیدند . از آن پس این عادت هم چنان رواج بود. " ویل دورانت طوری 10 " تاریخ تمدن " صحفه ی 233 راجع به ایران باستان می گوید: " داشتن xxx بلامانع بود. این xxx مانند معشوقه های یونانی آزاد بودند که در میان مردم ظاهر ودر ضیافت مردان حاضر شوند، اما زنان قانونی معمولا در اندرون خانه نگهداری می شوند. این رسم دیرین ایرانی به اسلام منتقل شد." ویل دورانت طوری سخن می گوید که گویی در زمان پیغمبر کوچکتری دستوری
دباره ی پوشیدگی زن وجود نداشته است و پیغمبر فقط از پوشیدن جامعه فقط از پوشیدن جامه گشاد نهی کرده بود است و زنان مسلمان تا اواخر قرن دوم هجری با بی حجابی کامل رفت و آمد می کردنده اند و حال آن که قطعا چنین نیست . تاریخ قطعی بر خلاف آن شهامت می هند .
بدون شک زن جاهلیت همچنان بوده که ویل دورانت توصیف می کند ولی اسلام در این جهت تحولی به وجود آورد . عایشه همواره زنان انصار را این چنان ستایش می کرد: " مرحبا به زنان انصار، همینکه آیات سوره ی نور نازل شد یک نفر از آنان دیده نشد که مانند سابق بیرون بیاید . سر خود را با روسری های مشکی می پوشیده ند . گویی کلاغ روی سرشان نشسته است".
در سخن ابو داوود جلد 2 صحفه 382 همین مطلب را از ام سلمه نقل می کند با این تفاوت که ام سلمه می گوید: " پس از آنکه آیه ی سوره ی احزاب نازل شد زنان انصار چنین کردند."
" جواهر لعل نهرو" نخست وزیر فقید هند معتقد است که حجاب از ملل غیر مسلمان : روم و ایران ، به جهان اسلام وارد شد. در کتاب " نگاهی به تاریخ جهان " جلد اول صحفه 328 ضمن ستایش از تمدن همین مطلب را از ام سلمه نقل می کند با این تفاوت که ام سلمه می گوید: " نگاهی به تاریخ جهان" جلد اول صحفه 328 ضمن ستایش از تمدن همین ملب را از ام سلمه نقل می کند با این تفاوت که ام سلمه می گوید " پس از آنکه آیه 6 سوره احزاب نازل شد ف زنان انصار چنین کردند. "
" جواهر لعل نهرو " نخست وزیر هند نیز معتقد است که حجاب از ملل غیر مسلمان : روم و ایران ، به جهان اسلام وارد شد. در کتاب " نگاهی به تاریخ جهان" جلد اول صحفه 328 ستایش از تمدن اسلامی به تغییراتی که بعد ها پیدا شد اشاره می کند واز آن جمله می گوید " یک تغییر بزرگ و تاسف وار نیز تدریجا روی نمود آن در وضع زنان بود . در میان زنان عرب رسم حجاب و پرده وجود نداشت. زنان عرب جدا از مردان و پنهان از ایشان زندگی نمی کردند بلکه در اماکن عمومی حضور می یافتند، به مسجد ها و مجالس وعظ و خطابه
می رفتند و حتی خودشان به وعظ و خطابه می پرداختند. اما عربها نیز بر اثر موفقیت ها تدریجا بیش از پیش رسمی را که دو امپراتوری مجاورشان یعنی امپراتوری روم شرقی و امپراتوری ایران وجود داشت اقتباس کردند. عربها امپراتور را شکست دادند و به امپراتوری ایران پایان بخشیددند. به قراری که نقل شده است بر اثر نفوذ امپراتوری قسطنطنیه و ایران بود که رسم جدایی زنان از مردان و پس هم نشینی ایشان در میان عربها رواج پیدا کرد.
تدریجا سیستم " حرم" آغاز گردید و مردها و زنها از هم جدا گشتند. سخن درستی نیست. فقط بعدها براثر معاشرت اعراب مسلمانان غیر عرب ، حجاب از آنچه در زمان رسول اکرم وجود داشت شدیدتر شد به اینکه اسلام اساسا به پوشش زن هیچ عنایتی نداشته است . از سخنان نهرو بر می آید که رومیان نیز حجاب داشته اند و رسم حرم سراداری نیز از روم و ایران به دربار خلفای اسلامی راه یافت. این نکته را دیگران نیز تایید می کنند. در هند نیز حجاب سخت و شدیدی حکم فرما بوده است. ولی درست روشن نیست که قبل از نفوذ اسلام در هند وجود داشته است و بعدها پس از نفوذ اسلام در هند رواج یافته است و هندوان غیر مسلمان تحت تاثیر مسلمانان و مخصوصا مسلمانان ایرانی حجاب زن را پذیرفته اند. آنچه مسلم است این است که حجاب هندی نیز نطیر حجاب ایران باستان سخت وشدید بوده است. از گفتار ویل دورانت در جلد دوم تاریخ تمدن بر می آید که حجاب هندی به وسیله ی ایرانیان مسلمان در هند رواج یافته است . نهرو پس از سخنانی که از او نقل کردیم می گوید: " متاسفانه این رسم ناپسند است کم کم یکی از خصوصایت جامعه ی اسلامی و هند نیز وقتی نیز وقتی مسلمانان به این جا آمدند آن را آموختند." به عقیده نهرو حجاب به واسطه مسلمانان به هند آمده است.
ولی اگر تمایل به ریاضت و ترک لذت را یکی از غلل پدید آمدن حجاب بدانیم باید قبول کنیم که هند از قدیم ترین ایام حجاب را پذیرفته است. زیرا هند از مرا قدیم ریاضت و پلیمر شمردن لذات مادی بوده است.

« علت پیدایش حجاب »علت پیدایش حجاب چیست؟ چه طور شد که در میان همه یا بعضی از ملل باستانی پدید آمده است؟ اسلام که دینی است که در همه ی دستورهای خویش فلسفه و منظوری دارد چرا و روی چه مصلحتی حجاب را تایید و یا تاسیس کرد؟
مخالفان حجاب سعی کرده اند جریانات ظالمانه ای را به عنوان علت پیدا شدن حجاب ذکر کنند ، و در این جهت میان حجاب اسلامی و غیر اسلامی فرق نمی گذارند، چنین وانمود می کنند که حجاب اسلامی نیز از همین جریانات ظالمانه ای سر چشمه می گیرد. در باب علت پیدایش حجاب نظریات گوناگونی ابراز شد است و غالبا این علت ها برای ظالمانه یا جاهلانه جلوه دادن حجاب ذکر شد است. ما مجموع انها را ذکر می کنیم. نظریاتی که به دست آورده ایم بعضی فلسفی و بعضی اجتماعی و بعضی اخلاقی و بعضی اقتصادی روانی است که ذیلا ذکر می شود:
1 _ میل به ریاضت و هبانیت( ریشه ی فلسفی )
2_ عدم امنیت و عدالت اجتماعی ( ریشه ی اجتماعی)
3_ پدر شاهی و تسلط مرد بر زن و استثمار نیروی وی در جهت منافع اقتصادی مرد (ریشه ی اقتصادی)
4_ حسادت و خوداهی ( ریشه اخلاقی)
5_ عادت زنانگی زن و احساس او به این که در خلقت از مرد چیزی کم دارد به علاوه ی مقرارت خشنی که در زمینه پلیدی او و ترک معاشرت با او در ایام عادت وضع شده است ( ریشه روانی)
علل نامبرده یا به هیچ وجه تاثیری در پیدا شدن حجاب در هیچ نقطه از جهان نداشته است و بی جهت آنها را به نام علت حجاب ذکر کرده اند و یا فرضا در پدید آمدن بعضی از
سیستم های غیر اسلامی تاثیر داشته است در حجاب اسلامی تاثیر نداشته است یعنی حکمت و فلسفه ای که در اسلام سبب تشریع حجاب شده نبوده است. همان طور که ملاحظه می شود
مخالفان حجاب گاهی آن را زائیده ی یک طرز فکر فلسفی خاص درباره ی جهان و لذات جهان معرفی می کنند گاهی آن را معمول علل اقتصادی می دانند وگاهی جنبه های خاص اخلاقی یا روانی را در پدید آمدن دخالت می دهند. در ادامه به یک علت اساسی اشاره گاهی آن را معمول علل اقتصادی می دانند و گاهی جنبه های خاص اخلاقی یا روانی را در پدید آمدن آن دخالت می دهند. در ادامه به یک علت اساسی اشاره کنیم که از نظر ما موجه ترین آنها به شمار می رود.

« بالا بردن ارزش »عللی که قبلا ذکر کردیم کم و بیش مورد استفاده ی مخالفان پوشیدگی زن قرار گرفته است . به عقیده ی ما یک اساسی در کار است که مورد غفلت واقع شده است. به عقیده ی ما ریشه ی ما ریشه ی پدید آمدن حریم و حائل میان زن و مرد را در میل به ریاضت، یا میل مرد به استثمار زن ، یا حسادت مرد ،یا عدم امنیت اجتماعی ، یا عادت زنانگی نباید جستجو کرد و لااقل باید کم تر در این ها جستجو کرد. ریشه ی این پدیده را در یک تدبیر ماهرانه ی غریزی خود زن با جستجو کرد. به طور کلی بحثی است درباره ی ریشه ی اخلاق جنسی زن از قبیل حیا و عفاف و از آن جمله است تمایل به ستر و پوشش خود از مرد . در این نظریاتی ابزار شده است. دقیق ترین آنها این است که حیا و عفاف و ستر و پوشش تدبیری است که خود زن با یک نوع الهام برای گرانبها کردن خود و حفظ موقعیت خود در برابر مرد به کار برده است. زن با هوش فطری و یک حس مخصوص به خود دریافته است که از لحاظ جسمی نمی تواند با مردی برابری کند و او بخواهد در میدان زندگی با مرد پنجه نرم کند از عهده ی زور بازوی مرد بر نمی آید و از طرف دیگر نقطه ی مرد را در همان نیازی یافته است که خلقت در وجود نهاده است که او را مظهر عشق و طلب و زن را مظهر معشوقیت ومطلوبیت قرار داده است . در طبیعت جنس نر، گیرنده ودنبال کننده آفریده شده است. قول ویل دورانت " آداب جفت جوئی عبادت است از جمله برای تصرف در مردان ، و عقب نشینی برای دلبری و فریبندگی در زنان ... مرد طبعا جنگی و حیوا بیکاری است. عملش مثبت و تهاجمی است. زن برای مرد هم چون جائزه ای است که باید آن را برباید." وقتی که زن مقاوم وموقع خود را در برابر مرد دریافت نقطه ضعف مرد را در برابر خود دانست همان طور که متوسل به زیورو خود آرایی و و تجمل شد که از آن راه قلب مرد را تصاحب کند، متوسل به دور نگه داشتن خود از دسترس مرد نیز شد. دانست که نباید خود را رایگان کند بلکه بایست آتش عشق و طلب او را تیزتر کند و در نتیجه مقاوم و موقع خود را بالا برد. ویل دورانت می گوید: " حیا امر غریزی نیست بلکه اکتسابی است. زنان دریافتند که دست و دل بازی ما به ی طعن و تحقیر است و این امر را به دختران خود یاد دادند."
ویل دورانت می گوی: " خودداری از انبساط ، و امساک در بذل و بخشش بهترین صلاح برای شکار مردان است. اگر اعضای نهانی انسان را در معرض عام تشریع می کردند توجه ما به آن جلب می شد ولی رغبت و قصد به ندرت تحریک می گردید مرد جوان به دنبال چشمان پر از حیا است و بی آنکه بداند حس می کند این خود داری ظریفانه از یک لطف و رقت عالی خبر می دهد ."
مولوی، عارف نازک اندیش و دوربین خودمان بسیار عالی در این زمینه می آورد، اول درباره ی تسلط معنوی زن بر مرد می گوید:
«زتن للناس حق آراسته است زانچه حق آراست چون تا نندرست
چون پی یشکن الیهاش آفرید کی تواند آدم از حوا برید
رستم زال ار بود، و زخمه بیش هست در فرمان اسیر زال خویش
آنکه عالم مست گفتارش بدی کلمینی یا حمیرا میزدی»
آنگاه راجع به تذثیر حریم و حائل میان زن و مرد در افزایش قدرت و محبوبیت زن در بالاترین مقام او و در گداختن مرد در آتش عشق و سوز، مثل لطیفی می آورد: آنها را به آب بر آتش تشبیه می کند، می گوید مثل آب است و مثل زن مثل آتش اگر از حائل میان آب و آتش برداشته شود آب بر آتش غلبه می کند و خاموش می سازد، اما اگر حائل و حاجبی میان آن دو برقرار گردد مثل اینکه آب را در دیگی قرار دهند و آتش در زیر آن دیگ روشن کنند، آن وقت است که آتش آب را تحت تأثیر خود قرار می دهد، اندک اندک او را گرم می کند و احیانا جوش و غلیان در او به وجود می آید، تا آنجا که سراسر وجود او را تیدیل به بخار می سازد. می گوید:
«آن غالب شد از لهیب ز آتش او جوشد چو باشد در «حجیب»
چونکه دیگی حایل آمد آو دوار نیست کرد آن آب را کردش هوا»
ــــ بر خلاف آنچه ابتدا تصور می رود در عمق روح خویش از ابتذال زن و از تسلیم و رایگانی او متنفر است، مرد همیشه عزت و اسغنا و بی اعتنائی زن را نسبت به خود ستوده است . نظامی می گوید:
«چه خوش نازی است ناز خوبرویان
زدیده رانده را از دیده جویان»
به طور کلی رابطه ایست میان دست نارسی و فراق از یک طرف و عشق و سوز و گرانبهائی از طرف دیگر، همچنانکه رابطه ای است میان عشق و سوز از یک طرف و میان هنر و زیبائی از طرف دیگر، یعنی عشق در زمینه فراقها و دست نارسی ها می شکفند و هنر و زیبائی در زمینه عشق رشد و نمو می یابد. برتراند راسل می گوید: «از لحاظ هنر مایه تأسف است که به آسانی به زنان بتوان دست یافت و خیلی بهتر است که وصال زنان دشوار باشد بدون آنکه غیر ممکن گردد» هم او می گوید:«در جائی که اخلاقیات کاملا آزاد باشد، انسانی که بالقوه ممکن است عشق شاعرانه ای داشته باشد عملا بر اثر موفقیتهای متوالی به واسطه جاذبه ی شخصی خود، ندرتا نیازی به توسل به عالی ترین تخیلات خود خواهد داشت»
یل دورانت در لذات فلسفه می گوید: «آنچه بجوئیم و نیابیم عزیز و گرانبها می گردد. زیبائی به قدرت میل بستگی دارد و میل با اقناء و ارضاء، ضعف و با ــــ و جل.گیری، قوی میگردد» از همه عجیب تر سخنی است که یکی از مجلات زنانه از آلفرد هیچکاک – که به قول آن مجله به حسب فن و شغل فیلم سازی خود درباره ی زنان تجارب فراوان دارد- نقل می کند
او می گوید: " من معتقدم که زن ها باید مثل فیلمی پر هیجان و پر آنتریک باشد، به این معنی که ماهیت خود را کمتر نشان دهد وبرایکشف خود مرد را به نیروی تخیل و تصور زیادتری وادارد. باید زنان پیوسته بر همیشه شیوه رفتار کنند یعنی کم تر ماهیت خود را نشان دهند و بگذارند مرد برای کشف آنها بیشتر به خود زحمت دهد." ایضا همان مجله در شماره دیگری از همین مجله در شماره ی دیگری از همین شخص چنین نقل می کند: " زنان شرقی تا چند سال پیش به خاطر حجاب و نقاب و روبند که به کار می بردند خود به خود جذاب می نمودند و همین مساله جاذبه نیرومندی به آنها می داد، اما به تدریج با تلاشی که زنان غربی از خود نشان می دهند حجاب و پوششی که دیروز بر زن شرقی کشیده شده بود از میان می رود همراه آن جاذبه جنسی او کاسته می شود." می گویند: " مشتاقی است مایه ی مهجوری. " این صحیح است اما عکس آن هم صحیح است : " مهجور است مایه مشتاقی ." امروز یکی از خلا هایی که در دنیای اروپا و آمریکا وجود دارد خلا عشق است. در کلمات دانشمندان اروپائی زیاد این نکته به شچم می خورد که اولین قربانی آزادی و بی بند و باری امروز زنان و مردان، عشق و شور احساسات بسیار شدیدی و عالی است. در جهان امروز هر گز عشقهایی از نوع عشقهای شرقی از قبیل عشقهای مجنون و لیلی، و خسرو و شیرین رشد و نمو نمی کند. نمی خواهم به جنبه ی تاریخی قصه ی مجنون و لیلی، و خسرو و شیرین تکیه کرده باشم، ولی این قصه ها بیان کننده ی واقعیاتی است کهع در اجتماعات شرقی وجود داشته است. از این داستانها
می توان فهمید که زن برای دور نگه داشتن خود از دسترسی مرد تا کجا پایه ی خود را بالا برده است و تا چه حد سر نیاز مرد را به آتان خود فرود آورده است به قطعا درک زن این حقیقت را در تمایل او پوشش بدن خود و مخفی کردن خود به صورت یک راز تاثیر فراوان داشته است.

« واژه حجاب »معنای لغوی حجاب که در عصر ما این کلمه برای پوشیدن زن معروف شده است چیست؟ کلمه ی حجاب هم به معنی پوشیدن است و هم به معنی پرده و حاج بیشتر استعمالش به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می دهد که پرده وسیله ی پوشش است ، و شاید بتوان گفت که به حصب اصل لغو هر پوششی حجاب نیست، آن پوشش حجاب نامیده می شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد. استعمال کلمه حجاب در مورد پوشش زن یک اصطلاح نسبتا جدید است در قدیم و مخصوصا در اصطلاح فقها کلمه ی "ستر" را به کار برده اند کلمه حجاب را . بهتر این بود که این عوض نمی شد ما همیشه همان کلمه ی "پوشش" را به کار می بردیم زیرا چنانچه گفتیم معنی شایع لغت حجاب پرده است، و اگر در مورد پوشش به کار برده می شود به اعتبار پشت پوشش اسلامی به نظر ما چند چیز است. بعضی از آنها جنبه ی اجتماعی و بعضی مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلوگیری از ابذال او
اکنون به شرح چهار قسمت فوق می پردازیم:
1_ «آرامش روانی»
مرا در دنیای غرب این همه بیماری روانی شده است؟ علتش آزادی اخلاقی جنسی و تحریکات فراوان سکسی است که به وسیله ی جرائد و مجلات و سینما تئاترها و محافل رسمی و غیر رسمی و حتی خیابانها و کوچه ها انجام می شود. اما علت اینکه در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان یافته است که میل به خودنمایی و خودآرایی مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلبها و دلها مرد شکار است و زن شکارچی ، هم چنان که از نظر تصاحب جسم و تن زن شکار است و مرد شکارچی. میل زن به خودآرایی از این نوع حس شکارچیگری او ناشی می شود. در هیچ جای دنیا سابقه ندارد که مردان لابس های بدن تن وآرایش های تحریک کننده به کار برند. این زن است که به حکم طبیعت خاص می خواهد دلبری کند و مرد را دلباخته و در دام علاقه ی به خود اسیر سازد لهذا انحراف تبرج و برهنگی از انحرافهای مخصوص زنان است و دستور پوشش هم برای آنان مقرر گردیده است.

2_ « استحکام پیوند خانوادگی»

شک نیست که هر چیزی که موجب تحکیم پیوند خانوادگی و سبب صمیمیت رابطه ای زوجین گردد، برای کانون خانواده مفید است و در ایجاد آن باید حداکثر کوشش مبذول شود، و بلعکس هر چیزی که باعث سستی روابط زوجین و دلسردی آنان گردد به حال زندگی زیان مند است و باید با آن مبارزه کرد فلسفه پوشش از نظر اجتماع خانوادگی این است که همسر قانونی شخص از لحاظ روانی خوشبخت کردن او به شمار برود .، در حالی که در سیستم ازادی کامیابی ، همسر از لحاظ روانی یک نفر رقیب و مزاحم و زندانبان به شمار می رود و در نتیجه کانون خانوادگی بر اساس دشمنی و نفرت پایه گذاری ی شود.

3_ « استواری اجتماع »

برعکس آنچه که مخالفین حجاب خرده گیری کردده اند و گفته اند: " حجاب موجب فلج کردن نیروی نیمی از افراد اجتماع است."
بی حجابی و ترویج روابط آزاد جنسی موجب فلج کردن نیروی اجتماع است. آنچه موجب فلج کردن نیروی زن و حبس استعدادهای اوست. حجاب به صورت زندانی کردن زن و محروم ساختن او از فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی است و در اسلام چنین چیزی وجود ندارد. اسلام نه می گوید که زن از خانه بیرون نرود و نه می گوید حق تحصیل علم و دانش ندارد و نه فعالیت اقتصادی خاصی را برای زن تحریم می کند. اسلام هرگز نمی خواهد زن بیکار و بیعار بنشین وجودی عاطل و باطل بار آید. ÷وشانیدن بدن به استثناء وجه و کفین مانع هیچ گونه فعالیت فرهنگی یا اجتماعی یا اقتصادی نیست. آنچه موجب فلج کردن نیروی اجتماع است آلوده کردن محیط کار به لذت ضجوئی های شهوانی است.



4_« ارزش و احترام زن »
قبلا گفتیم که مرد به طور قطع از نظر جسمانی بر زن تفوق دارد. از نظر مغز و فکر نیز تفوق مرد لااقل قابل بحث است. زن در این دو جبهه در برابر مرد مقاومت دارد ولی زن از طریق عاطفی و قلبی همیشه تفوق خود را بر مرد ثابت کرده است. حیرم نگه داشتن زن میان خود و مرد یکی از وسائل مرموزی بوده است که برای حفظ مقاوم و موقع خود در برابر مرد ازآن استفاده کرده است.

« ایرادها و اشکالها»
1_ «حجاب و منطق»

اولین ایرادی که بر پوشش زن می گیرند این است که دلیل معقولی ندارد و چیزی که منطقی نیست نباید از آن دفاع کرد . می گویند منشا حجاب ، یا غارتگر و نا امنی بوده است که امروزه وجود ندارد، و یا فکر رهبانیت و ترک لذت بوده است که فکر باطل و نادرستی است و یا خود خواهی و سلطه جویی مرد بوده که رذیله ای است نانجار و باید با آن مبارزه کزد، و یا اعتقاد به پلیدی زن در ایام حیض بوده است که این هم خرافه ای بیش نیست.

2_ « حجاب و اصل آزادی»

ایراد دیگری که بر حجاب گرفته اند این اسن که موجب سلب حق آزادگی که یک طبیعی بشری است می گردد و نوعی توهین به حیثیت انسانی زن به شمار می رود. می گویند احترام و شرف انسانی یکی از مواد اعلامیه ی حقوق بشر است. هر انسانی شریف و آزاد است ، مرد باشد یا زن ، سفید باشد یا سیاه تابع هر کشوری یا مذهبی باشد. مجبور ساختن زن به اینکه حجاب داشته باشد بی اعتنایی به حق آزادی و او و اهانت به حیثیت انسانی او است و به عبارت دیگر ظ اجش است به زن، عزمت و کرامت انسانی و حق آزادی زن ، و همچنین حکم متطابق عقل و شرع به اینکه هیچکس نباید بدون موجب نباید اسیر و زندانی گردد و ظلم به هیچ کس و به هیچ صورت و به هیچ بهانه نباید واقع شود، ایجاب می کند که این امر از میان برود.
پاسخ= یک بار دیگر لازم است تذکر دهیم که فرق است بین زندانی کردن زن در خانه و بین موظف دانستن او به اینکه وقتی می خواهد با مرد بیگانه مواجه شود پوشیده باشد . در اسلام محبوس ساختن و اسیر کردن زن وجود ندارد. حجاب در اسلام یک وظیفه ای است بر عهده ی زن نهاده شده که در معاشرت و برخورد مرد باید کیفیت خاصی را در لباس پوشیدن مراعات کند این وظیفه نه از ناحیه مرد بر او تحمیل شده است و نه چیزی است که با حیثیت و کرامت او منافات داشته باشد ویا تجاوز به حقوق طبیعی او که خداوند برایش خلق کرده است محسوب شود. اگر رعایت پاره ای مصالح اجتماعی ، زن یا مرد را مقید سازد که در معاشرت روش خاصی را اتخاذ کنند وطوری را بروند که آرامش دیگران را بر هم بزنند و تعادل اخلاقی را از بین نبرند چنین مطلبی را : زندانی کردن" یا "بردگی" نمی توان نامید و آن را منافعی حیثیت انسانی و اصل "آزادی" فرد نمی توانست دانست. در کشورهای متمدن جهان در حال حاضر چنین محدودیت هایی برای مرد وجود دارد . اگر مردی برهنه یا در لباس خواب از خانه خارج شود و یا حتی با پژامه بیرون آید ، پلسی ممانعت کرده به عنوان این عمل خلاف حیثیت اجتماع است او را جلب می کند . هنگامی که مصالح اخلاقی و اجتماعی، افراد اجتماع را ملزم کند که در معاشرت اسلوب خاصی را رعایت کنند مثلا با لباس کامل بیرون نمیایند، چنین چیزی نه بردگی نام دارد و نه زندان ، و به ضد آزادی و حیثیت انسانی است و نه ظلم و ضد حکم عقل به شمار می رود. برعکس پوشیدن بودن زن موجب کرامت و احترام بیشتر اوست.، زیرا او را از تعرض افراد جلف و فاقد اخلاق مصون می دارد. شرافت زن اقتضاء می کند که هنگامی که از خانه بیرون می رود متین و سنگین و با وقار باشد. در طرز رفتار باشد. در طرز رفتار و لباس پوشیدن هیچ گونه عمده ی که باعث تحریک و تهیج شود به کار نبرد ، عملا مرد را به سوی خود دعوت نکرد زباندار لباس نپوشد ،زباندار نرود ، زباندار و معنی دار به سخن خود آهنگ ندهد. چه آهنگی گاهی اوقات ژستها سخن می گویند ، راه رفتن انسان سخن می گوید طرز حرف زدنش یک دیگری می زند. حالت یک افسر با نشانه های عالی افسری که گردن می افرازد قدمها را محکم بر زمین می کوبد ، با به غبغب می اندازد ، صدای خود را موقع حرف زدن کلف می کند. او هم زباندار عمل می کند به زبان بی زبانی می گوید: از من بترسید ف رعب من را در خود جا دهید . همینطوری ممکن است زن یک طرز لباس بپوشد یا راه برود که اطوار و افعالش حرف بزند ، فریاد بزند که به دنبال من بیا، سر به سر من بگذارد ،متلک بگو، در مقابل من زانو بزن ف اظهار عشق و پرستش کن . آیا حیثیت زن ایجاب می کند که اینچنین باشد؟ آیا اگر ساده و آرام بیاید و برود، حواس پرت کن نباشد و نگاه های شهوت آلوده مردان را بسوی خود جلب نکند ، برخلاف حیثیت زن یا برخلاف مصالح اجتماع اصل آزادی فرد است؟ آری اگر کسی بگوید زن را باید در خانه حبس کرد و در را به رویش قفل کرد و به هیچ وجه اجازه ی بیرون رفتن از خانه به او ندهد ، البته این با آزادی طبیعی و حیثیت انسانی حقوق خدادادی زن منافات دارد. چنین چیزی در حجابهای غیر اسلامی بوده است ولی در اسلام نبوده و نیست . شما اگر از فقهاء بپرسید آیا صرف بیرون رفتن زن از خانه حرام است؟ می گویند نه . اگر بپرسید آیا خرید کردن زن ولو اینکه فروشنده مرد باشد حرام است؟ یعنی نفس عمل بیع شراء زن اگر طرف مرد باشد حرام است؟ پاسخ می دهند حرام نیست. آیا شرکت کردن زن در مجالس و اجتماعات ممنون است؟ می گویند نه . آیا تحصیل کردن زن در جاهایی که مرد وجود دارد؟ جواب منفی است. فقط دو مساله وجود دارد .، یکی اینکه باید پوشیده باشد و بیرون رفتن به صورت خودنمایی و تحریک آمیز نباشد.
دیگر اینکه مصلحت خانوادگی ایجاب می کند که خارج شدن زن از خانه توام با جلب رضایت شوهر و مصلحت اندیشی او باشد البته مرد هم باید در حدود مصلح خانوادگی نظر بدهد نه بیشتر. گاهی ممکن است رفتن زن به خانه ی اقوام و فامیل خودش هم مصلحت نباشد . فرض کنیم زن می خواهد به خانه ی خواهر خود برود و خواهرش فرد مفسد و مفسد و فتنه انگیزی است که زن به خانه ی مادرش هم نیز برخلاف مصالح خانوادگی است، همینکه نفس مادر به او برسد تا یک هفته در خانه ناراحتی می کند، بهانه می گیرد و زندگی را سخت می کند. در چنین مواردی شوهر حق دارد که از این معاشرتهای زیان بخش جلوگیری نمیاد.

3_ « رکود فعالیتها»
سومین ایرادی که بر حجاب می گیرند این است که سبب رکود و تعطیل فعالیتهایی است که خلقت در استعداد زن قرار داده است . زن قرار داده است . زن نیز مانند مرد دارای ذوق فکر ، فهم ،هوش و استعداد کار است. این استعدادها را خدا به او داده است و بیهوده نیست و باید به ثمر برسد. اساسا هر استعداد طبیعی دلیل یک حق طبیعی است . وقتی در آفرینش به یک موجود استعداد و لیاقت کاری داده شد ، این به منزله ی سند و مدرک است که وی حق دارد استعداد خود را به فضلیت برساند اسیر کردن آن ظلم است . چرا می گوئیم همه ی افراد بشر اعم از زن و مرد حق دارند درس بخوانند و این حق را برای حیوانات قائل نیستیم؟ برای اینکه استعداد درس خواندن در بشر وجود دارد و در حیوانات وجود ندارد. در حیوان استعداد تغذیه و تولید مثل وجود دارد و مرحوم ساختن او از این کارها برخلاف عدالت است بازداشتن زن از کوششهایی که افرینش به او امکان داده است نه تنها ستم به زن است ، خیانت به اجتماع نیز است . هر چیزی که سبب شود قوای طبیعی و خدادادی انسان معطل و بی اثر بماند به زیان اجتماع است. عامل انسانی بزرگترین سرمایه ی اجتماع است. زن نیز انسان است و اجتماع باید از کار و فعالیت این عامل و نیروی تولید او بهرمند گردد. فلج کردن این عامل و تضییع نیروی نیمی از افراد اجتماع، هم برخلاف حق طبیعی فردی زن است و هم برخلاف حق اجتماع و سبب می شود که زن همیشه به صورت سربار و کل بر مرد زندگی کند. جواب این اشکال آن است که حجاب اسلامی موجب هدر رفتن نیروی زن و ضایع ساختن استعدادهای فطری او نیست . ایراد مذکور برآن شکلی از حجاب که در میان هندیها یا ایرانیان قدیم یا یهودیان متداول بوده است وارد است . ولی حجاب اسلام نمی گوید که باید زن را در خانه محبوس کرد و جلوی بروز استعدادهای اورا گرفت . مبنای حجاب در اسلام چنانکه گفتیم این است که التذا ذایی جنسی باید به محیط خانوادگی و به همسر مشروع اختصاص یابد و محیط اجتماع ف خالص برای کار و فعالیت باشد . به همین جهت به زن اجازه نمی دهد که وقتی از خانه بیرون می رود موجبات تحریک مردان را فراهم کند و به مرد هم اجازه نمی دهد که چشم چرانی کند . چنین حجابی نه تنها نیروی کار زن را فلج نمی کند، موجب تقویت نیروی کار اجتماع نیز می باشد . اگر مرد تمتعات جنسی را منحصر به همسر قانونی خود کند و تصمیم بگیرد همین که از کنار همسر خود بیرون آمد و پا به درون اجتماع گذاشت، دیگر درباره ی این مسائل نیندیشد ،قطعا در این صورت بهتر می تواند فعال باشد تا اینکه همه ی فکرش متوجه زن وآن دختر و این قد و بالا و این طنازی و آن عشوه گری باشد و دائما نقشه طرح کند که چگونه با فلان خانوم آشنا شود. آیا اگر زن ساده و سنگین به دنبال خود برود برای اجتماع بهتر است یا آنکه برای یک بیرون رفتن چند ساعت پای آیینه و میز توالت وقت خود را تاف کند و زمانی هم که بیرون رفت تمام سعیش این باشد که افکار مردان را متوجه خود سازی و و جوانان را که باید مظهر اراده و فعالیت و تصمیم اجتماع باشند به موجوداتی هوسباز و چشم چران و بی اراده تبد کند؟
عجبا ! به بهانه ی نیمی از افراد را فلج کرده است ، با بی حجابی و بند و باری نیروی تمام افراد زن و مرد تمام افراد زن و مرد را فلج کرده اند . کار زن پرداختن به خودآرایی صرف وقت در پای میز توالت برای بیرون رفتن، و کار چشم چرانی و شکارچیگری شده است . در این جا بد نیست متن شکایت مردی را زنش که در یکی از مجلات زنانه درج شده بود ذکر کنیم تا معلوم شود اوضاع حاضر، زنانرا به صورت موجوداتی در آورده است . در آن نامه چنین نوشته است: " زنم در موقع خواب به یک دلقت درست و حسابی مبدل می گردد. موقع خواب برای اینکه موهایش خراب نشود یک کلاه توری بزرگ به سرش می بندد. بعد لباس خواب می پوشد. این موقع است که جلو آئینه میز توالت می نشیند وگریم صوتش را با شیر پاکن می شوید . وقتی رویش را بر می گرداند احساس می کنم او زن من نیست زیرا اصلا شکل سابق را ندارد ،ابروهایش را تراشیده و چون مداد ابرو کرده بی ابرو می شود. از صورتش بوی نامتبوعی به مشام من می رسد زیرا کرمی که برای چین و چروک به صورتش می مالد بوی کافور می دهد و من را یاد قبرستان می اندازد . کاشکار به همین جا ختم شود ولی این تازه اول کار است. چند دقیقه ای در اتاق راه می رود و جمع و جور می کند آنگاه کلفت خانه را صدا می کند و می گوید کیسه را بیاور . کلفت با چهار کیسه ی متقالی باز می آید . خانوم روی تخت می خوابد و کلفت کیسه ها را به دست و پای او می کند و بیخ آن را با نخ می بندد و چون ناخن های دست و پایش مانتیکور شده و دراز است . برای انیکه به لحاف نگیرد و چندشش نشود و احیانا نشکند . دست و پای خود را کیسه می کند و به همین ترتیب می خوابد ." آری این است زنی که اثر به اصطلاح بی حجابی "آزاد" شده و به صورت نیروی فعال اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی در آمده است !آنکه اسلام نمی خواهد این است که زن به صورت چنین موجود مهملی درآید که کارش فقط استهلاک ثرون و فاسد کردن اخلاق اجتماع و خراب کردن بنیان جاعه باشد. اسلام با فعالیت واقعی اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی هرگز مخالف نیست. متون اسلام و تاریخ اسلام گواه این مطلب است. در اوضاع و احوال تجدد ها بی منطق حاضر جز در دهات و در میان افراد سخت متدین که اصول اسلامی را رعایت می کنند زنی پیدا نمی کنید که نیروی او واقعا صرف فعالیت های مفید اجتماعی یا فرهنگی یا اقتصادی بشود. آری یا نوع فعالیت اقتصادی رایج شده است که باید آنرا ثمره بی حجابی و آم این است که بنکدار به جای اینکه بکوشد جنس بهتر و مرغوبتر برای مشتریان خود تهیه کند، یک مانکن را به عنوان فروشنده می آورد، نیروی زنانگی و سرمایه ی عصمت و عفاف او را استخدام می کند و وسیله پول درآوردن و خالی کردن جیب قرار می دهد. یک فروشنده باید کالا را همانطوری که هست به مشتری ارائه دهد ولی یک دختر خوشگل فروشنده با ادا و اطوار و ژستهای زنانه و در معرض قرار دادن جاذبه جنسی خود مشتری را جلب می کند. بسیاری از افراد که اصلا مشتری نیستند برای اینکه چند دقیقه با او حرف بزنند یک چیزی هم می خرند. آیا این فعالیت اجتماعی است؟ آیا این تجارت است یا کلاهبرداری و رذالت؟ می گویند زن را درون کیسه ی سیاه نپیچید. ما نمی گوئیم زن خود را در کیسه ی سیاه بپیچد ولی آیا باید بطوری لباس بپوشد و دراجتماع عمومی ظاهر شود که مردان شهوتران . چشم چران را به خود جلب نماید و از آنطور که هست بهتر و جاذبتر برای آنکه بهتر جلوه دهد؟ این مدها و لباس ها ی تحریک آمیز برای چه به وجود آمده است ؟آیا برای این است که بانوان آن لباس ها را برای همسرانشان بپوشند این کفش های پاشنه لند برای چیست؟ خبر برای این است که حرکات ماهیچه های کفل را به دیگران نشان دهد؟ آیا لبلس های نازک کارهای بدن را نشان میدهد جز برای تهییج مردان و برای صیادان است؟ عملا غالب خانوم هایی که از این کفشها و لباس ها و آرایش استفاده می کنند؟ تنها مردی را که در نمی گیرند شوهران خودشان است. زن می تواند در میان زنان و در میان محارم خود از هر نوع لباس و آرایشی استفاده کند اما متاسفانه تقلید از زنان غربی برای هدف و منظور دیگری است. غریزه خود آرایی و شکارچیگری در زن غریزه ی عجیبی است. وای اگر مردان هم به آن دامن بزنند و مد سازان و طراحان نواقص کار آنان را برطرف کنند و مصلحین اجتماع هم تشویق کنند. اگر دختران در اجتماعات عمومی لباس ساده بپوشند ، کفش ساده به پا کنند ،با چادر یا پالتو و روسری کامل به مدرسه و دانشگاه بروند ف آیا در چنین شرایطی بهتر درس می خوانند یا با وضعی که مشاهده می کنیم؟ اصولا اگر التذاذهای جنسی و منظورهای شهوانی در کار نیست چه اصراری است که بیرون رفتن زن به این شکل باشد؟ چرا اصرار می ورزند که دیبرستانهای مختلط به وجود آورند؟ ما شنیده ایم که در پاکستان معمول بوده است که در کلاسهای دانشگاه بخش پسران و دختران به وسیله ی پرده از یکدیگر جدا باشد و فقط استادی که پشت تریبون قرار می گیرد مشرف بر هر دو باشد . آیا بدین طریق درس خواندن اشکالی دارد؟



«گل پاک»

یکی بامدادان به فصل بهار جوانی به باغی فتادش گذار

به شاخی ،گلی ذیذ خوش رنگ و بود که از جان و دل گشت مشتاق او

گلویش بیفشرد وکردش جدا ز گلهای دیگر به جور و جفا

چو آن گل جدا شد ز شاخ درسخت بیفتاد در دست آن تیره بخت

بکرد از طریق تحسیر نگاه به یاران و از دل بر آورده آه

بگفتا که ای خواهران عزیز برای شما هست این روز نیز

گذارید آرایش خود کنار بگیرید در زیر برگی قرار

نمایید خود را از این دم نهان که مایند ایمن ز غارتگران

اگر گل در پس برگها مخفی نشود، اگر گل مراقبت باغبان را نپزیرد، و اگر گل بر بیگانگان جلوه گری کند به غارت خواهد رفت . گل ظرافت او جلوه گری های خود را باید برای یک قهرمان نگه دارد. او امانت دار ظرافت هاست و آنگاه است که می تواند با این خود نگه داریها یک قهرمان را به آستان خود بکشاند و در دست یک قهرمان قرار گیرد نه در زیر پای غارتگران . زن گل است و هرگز نمی پسند چهره ی خود را در اختیار نگاه های هوس آلوده قرار دهد.


« پرسشنامه»
1_ شما حجاب در گذشته را تا چه حدی قبول دارید؟

زیاد متوسط کم اصلا

2_ حجاب زنان در زمان حال را تا حدی قبول دارید؟

زیاد متوسط کم اصلا

3_ مردانی که قصد ازدواج دارند ، حجاب زن مورد نظر تا چه حدی برای وی مهم است؟

زیاد متوسط کم اصلا

4_ کسی که حجاب را به درستی رعایت می کند دیگران تا چه حدی به وی احترام می گذارند؟

زیاد متوسط کم اصلا

5 _رعایت کردن حجاب تا چه حدی می تواند مانع از آزادی خرد شود؟

زیاد متوسط کم اصلا

6_ حجاب تا چه حدی بر وضعیت شغلی زنان ناگذار است؟

زیاد متوسط کم اصلا

7_ آیا حجاب هم باید مانند مد در طی سالهای مختلف تغییر کن؟

زیاد متوسط کم اصلا

8_ حجاب تا چه حدی برای شما مهم تلقی می شود؟

زیاد متوسط کم اصلا

9_ پوشیدن چادر تا چه مقدار رعایت حجاب تاثیر دارد؟

زیاد متوسط کم اصلا

10_ بی حجابی تا چه حدی در وضعیت جامعه تاثیر گذار است؟

زیاد متوسط کم اصلا
11_ بی حجابی تا چه حدی می تواند به انحراف کشیدن جوانان موثر باشد؟

زیاد متوسط کم اصلا

12_ زدن نقاب برای زنان در امروزه تا چه حدی ضرروت دارد؟

زیاد متوسط کم اصلا

13_ رعایت نکرن حجاب تا چه حدی بر درگیری والدین و فرزندان تاثیر دارد؟

زیاد متوسط کم اصلا

14_ رعایت حجاب تا چه حدی موجب سعادت در دینا و آخرت می شود؟

زیاد متوسط کم اصلا

15_ رعایت حجاب در گذشته تا چه حدی بر روی سلامت روحی مردان تاثر گذار بود؟

زیاد متوسط کم اصلا

16_ حجاب تا چه حدی می تواند بر رشد معنوی و فرهنگی جامعه تاثیر گذار باشد؟

زیاد متوسط کم اصلا

17_ حجاب در امروزه تا چه حدی رو به کمرنگی نهاده است؟

زیاد متوسط کم متوسط



« نتیجه ی تحقیق»
کریستن آندرسن دارد که مضون آن به زبان خودمانی ما این است: دو خیاط به شهری وارد شدند و پادشاه را فریفتند که ما در فن خیاطی استادیم و بهترین لباس ها را که بر ارزنده قامت بزرگان باشد می دوزیم اما از همه مهمتر ، هنرما این است که می توانیم لباسی برای پادشاه بدوزیم که فقط حلال زاده قادر به دیدن آن باشند و هیچ حرام زاده ای آن را ببینند. اگر اجازه فرمائید چنین لباسی برای شما نیز بدوزیم پادشاه با خوشحالی موافقت کرد ودستور داد مقادیر هنگفتی صلا و نقره در اختیار دو خیاط گذاشتند تا لباسی با همان خاصیت سحر آمیز دوزند که تارش از صلا و پودش از نقره باشد. خیاطی پول و زر و سیم را گرفتند و کار گاهی عریض و طویل دایر کردند و دوک چرخ و هیچی و سوزن را به راه انداختند و بدون آنکه پارچه و نخ و طلا و نقره ای صرف کنند دست های خود را چند استادانه در هوا تکان می داند که گفتی مشغول دوختن لباس اند. . روزی پادشاه نخست وزیر را به دیدن لباس نیمه کاره فرستاد اما صدر اعظم هر چه نگاه کرد چیزی ندید . از ترس آنکه مبادا دیگران بفهمند که او حلال زاده نیست با جدیت تمام زبان به تعریف از لباس و تمجید از هنر خیاطان گشود و به پادشاه گزارش داد که کار تهیه ی لباس به خوبی به پیشرفت است ماموران عالی مرتبه ی دیگر هم به تدریج از کارگاه خیاطی دیدن کردند و همه پس از آنکه با ندیدن لباس حرام زادگی خود پی میبرند این حقیقت تلخ را پنهان می کردند و در تاثیر کار خیاطان و توصیف لباس بر یکدیگر سبقت می گرفتند . بالاخره نوبت به پادشاه رسید و او به خیاط خانهی سلطنتی رفت تا لباس زربفت عجیب خود را به تن کرد. البته چیزی ندید و پیش خود گفت معلوم می شود من حلال زاده نیستم . کمال دیر باوری ناچار و جو لباس و زیبایی و رافت آن را تصدیق کرد و در مقابل آیینه ایستاد تا آن را به تن او اندازه کنند خیاطان پس می رفتند و پیش می آمدند و لباس موهوم را به تن پادشاه راست و درست می کردند و آن را بی چاره لخت ایستاده بود و از ترس هیچ نمی گفت و ناچار دائما از داشتن چنان لباسی اظهار مسمرت نیز می نمود. سرانجام قرار شد جشنی عظیم در مشهد به پا شود پادشاه جامعه ی تازه را بپوشد و خلایق همه او را در آن لباس ببینند. مردم به عادت معمول درد و سمت خیابان ایستادند لخت با آداب تمام با آرامش و وقار از برابر آن ها عبور می کرد و دونفر از از خدمه ی دربار دنباله ی لباس را دست داشتند به زمین ملیده نشود . درباریان، رجال ،امیران و وزیران با احترام و حیرت و تحسین پشت سر پادشاه در حرکت بودند. صردم نیز با آن که هیچ کلامش لباس تن پادشاه نمی دیدند. از ترس تهمت حرام زادگی غریو شادی سر داده بودند و لباس جدید را به پادشاه تبریک می گفتند ناگاه کودکی از میان مردم فریاد زد: این که لباس به تن ندارد.، این چرا لخت است؟ هی مادر بی چاره اش سعی کرد او را از تکرار این حرف منصرف کند، نتوانست ، کودک دوباره به سماجت گفت چرا پادشاه برهنه است؟ کم کم یکی دو بچه ی دیگر نیز همین حرف را تکرار کردند و بعضی از تماشاچیان با تردید این حرف را برای هم نقل کردند و دیری نگذشت که جمعیت یک پارچه زد که " چرا پادشاه لخت است؟" و چرا اینکه تمدن غرب چنین وانمودی کند که می خواهد برای انسان لباس بدوز ما در حقیقت به جای آن که لباس بر تن او کند، او را برهنه ساخته است و هیچ کس جرات نمی کند فریاد بر آورد که لباسی در کار نیست و حاصل این همه و پارچه و چه و چه ، برهنگی انسان است. آیا مردی پیدا می شوند که صداقتی کودکانه داشته باشند و در مقابل جهانی که برهنگی را لباس می دانند، جرات کنند وفریاد برآورند ؟ چرا آم مردم ، ما نباشیم؟

توجه : به منظور طولانی نشدن صفحات از درج آمار و جداول خودداری شده است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
«منابع و مآخذ»
مسئله حجاب، مرتضی مطهری، انتشارات صدرا، مهر 1376، چاپ چهل و هشتم، قم.
فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، غلامعلی حداد عادل.
راه سبز، تألیف علی حسن زاده، انتشارات آدینه، 1382، چاپ سوم، تهران.
مجله ی خانواده سبز، شماره ی 105، اول اسفند 1382، صفحه ی 12.
تاریخ تمدن، ویل دورانت، جلد 12و 11و 1و 10.
نگاهی به تاریخ جهان، ویل دورانت، جلد اول.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مقاله دوم در مورد حجاب
اهمیت حجاب در اسلام
مقدمه:
حجاب در اسلام اهمیت ویژه ای دارد و از نصوص قرآنی است.
به همبن خاطر مسائل ریز در باره ی حجاب در قرآن کریم مطرح شده و ما مسلمانان هم به آن مؤمن و پایبند بوده ایم اما علیرغم ایمان و پایبندی اغلب آن را به خوبی نمی شناسیم حتی بعضاً نمی دانیم که آیا قرآن کریم حجاب را مطرح کرده است یا خیر؟ مسلم است که در این صورت دچار مشکل خواهیم شد و نمی توانیم از آن به خوبی دفاع کنیم و مانند گذشته اندیشه های غلط و بی اساس به نام آن رواج خواهد یافت. عشق و ایمان به دین در جامعه ی ما قوی است و اشکال ما در ایمان عدم ایمان نیست بلکه در نشناختن اسلام و قرآن است که به آن ایمان داریم.

لغت و اصطلاح حجاب
لفظ حجاب یعنی پرده حائل و ساتر و اصطلاحاً به پوشش بانوان((حجاب)) گفته می شود. در قرآن لفظ حجاب وجود دارد ولی فقط در باره همسران پیغمبر(ص) به کار رفته است آن هم نه به معنی پوشش زنان. قرآن مصداق و نوع حجاب و مباحث دیگر آنرا دقیقاً بیان می کند اما نه تحت عنوان حجاب. قرآن مبحثی تحت عنوان حجاب ندارد چنان که اکثر مطالب را تحت عنوان خاصی مطرح نمی کند. این از ویژگی های خاص قرآن است که در عین حال که جوانب مختلف یک مسئله را توضیح می دهد آن ها را تحت عناوین فصل بندی شده مطرح نمی کند. این از ویژگی های خاص قران است که در عین حالی که جوانب مختلف یک مسئله را توضیح می دهد آن ها را تحت عناوین فصل بندی شده مطرح نمی کند . این متکلمان و علما هستند که موضوعات را دسته بندی و نامگذاری می کنند و از آنها بحث می کنند . در فقه هم لفظ حجاب برای پوشش بانوان به کار نمی رود بلکه به جای آن لفظ (( ستر)) به کار می رود. ولی کلمه ی حجاب برای پوشش زن شایع و اصطلاح شده و در بحث پوشش بانوان در همین معنی اصطلاحی که پوشش است به کار می رود نه معنی لغوی آن که پرده باشد.
بعضی گمان کرده اند که حجاب اسلامی از آن جا که لغت حجاب به معنی پرده است یعنی در پرده بودن زن! و حجاب یعنی ((پرده نشینی)) و زن خوب زنی است که همیشه در خانه و پشت پرده باشد و بیرون نیاید ! همین تلقی از حجاب موجب افراطی هایی شده و نیز موجب شده تا بعضی که از اندیشه قرآنی اطلاع ندارند و یا دارند و خود را به نادانی می زنند حجاب را به ((پرده نشینی)) تعبیر کرده و به آن حمله کنند. در مکتوب حاضر هر جا لفظ حجاب به کار می رود معنی اصطلاح آن در نظر است یعنی پوشش نه معنی لغوی آن یعنی پرده .

حجاب برای مرد

اولین آیات حجاب برای مردهاست . نخست دستوراتی راجع به رعایت حریم خانه ی دیگران می دهد به این که هر کسی می خواهد وارد خانه ی دیگری شود با اجازه بگیرد و بر اهل خانه سلام کند و بعد وارد شود و نیز می فرماید اگر به در خانه ای بدون اطلاع رفتید و صاحب خانه گفت بازگردید بدون ناراحتی باز گردید. سپس می فرماید: (( ای پیامبر گرامی به مردان مومن بگو دیدگان خود را فرو پوشند دامن های خود را حفظ کنند که برای آن ها موجب پاکی و طهارت بیشتر روح جسمی است به درستی که خدا به آنچه می سازند آگاه است)).
چنان که دیده می شود اولین ایه امر به مردان است. قسمت اول ایه ی شریفه حجاب باطنی یعنی و حیا قسمت دوم حجاب ظاهری را بیان فرموده است . یعنی نه خود به نامحرم نگاه کنند و نه خود را در معرض نگاه دیگران بگذارند.

حجاب برای زنان

تا این جا حکم حجاب برای مردها تمام شده و حکم برای زنان شروع می شود. در ایه ی 31 سوره ی نور می فرمایید:
(( بهزنان مومن بگو که دیدگان خود را فرو پوشند و دامن های خود را حفظ کنند وزینت های اشکار نکنند مگر زینت های ظاهر را وسرو گریبان های خود مقعنه یا روسری بپوشانند و زینت های خود را اشکار نکنند مگر برای شوهران خود یا پدران خود پدران شوهرهای خود یا برادران خود یا پسران برادران خود یا از خود یا مملوکان خود یا مردان طفیلی که گرایش به زن ندارند یا کودکان غیر ممیزونیز پاهای خود را طوری به زمین نزنند که زینت هایی که پنهان کرده اند اشکار شود وای مومنان همگی به سوی خداوند توبه کنید که رستگار شوید)).
چنان که دیده می شود قسمت اول ایه که می فرماید:
(( بهزنان مومن بگو که دیدگان خود را فرو پوشند و دامن های خود را حفظ کنند و زینت های خود را اشکار نکنند مگر زینت های ظاهر را))
معنای تغییر ضمایر از مذکر به مونثدقیقا مطابق با آن چیزی است که مردان بیان فرموده یعنی زنان هم باید از نامحرم و بلکه از اندام ممنوعه ی زنان دیگر چشم پوشی بکنند و هم چنین حواس دیگر خود را نیز مواظبت کنند و دامن های خود را هم حفظ کنند و اندام در معرض دید نامحرم و بلکه اندام ممنوعه خود را در معرض دید دیگر هم نگذارند.

حضرت فاطمه(س) و حجاب
فاطمه (س) مظهر عفاف و تقوی سرمشق و سرور تمامی زنان مسلمان است. روزی پیامبر (ص) از صحابه پرسید: چه چیز برای زنان از همه بهتر است. یاران ندانستند علی (ع) خدمت فاطمه (س) پاسخ داد:
همه بهتر این است که نه آنها مردان بیگانه را ببیند و نه مردان بیگانه آنها را . چه کسی این پاسخ را برای تو بیان کرد؟ عرض کرد: فاطمه (س) و حضرت فرمود: او پاره تن من است.
روشن است که علی پاسخ را می دانست و سوال از آن بزرگوار بقرای طرح مقاوم والا و مکانت عظیم فاطمه اطهر است.
جایگاه بلند و شخصیت والای حضرت زهرا(س) روشن تر از آن است که نیاز به گفتگو داشته باشد در روایاتی آمده است که به هنگام تولد لباسی از بهشت برای آن حضرت آورده شد و جسمش پوشش کامل یافت تازمینه برای تعالی روحش باشد. زهرای اطهر این برترین الگو زن و عالیترین چهره ی بشریت گواینکه فریاد گر علیه ظلم را پیشه دارد و ستم بر امام خویش را بر نمی تابد و از محدوده خانه پابه بیرون مینهد و در اجتماع حضور می یابد و با بلیغ ترین جمله ها از حق و حقیقت دفاع می کند اما این همه در نهایت آرزویم حیا و عفاف است: او در حالی که مقنعه را محکم به سر بسته و خود را در جامعه ای فراگیر پیچیده بود در جمع زنان بی هاشم در حالی که جامه های بلندش قدمها را پوشیده داشت با ابهت داشت با ابهت آزرم و متانت شگرفی قدم بر میداشت و برای همگان راه رفتن و اوگام زدن رسول الله (ص) را به یاد میاوردو ...
آن حضرت این شهادت را پس از رحلت نیز پاس می دارد و دستور می دهد قامت بی جانش را در حفاظی قرار دهند که حجم بدن نمایان نباشد. اسماء بنت عمیس می گوید: روزی فاطمه(س) به من فرمود: من از کار مردم مدینه که زنان خود را بعد از وفات به صورت ناخوشایندی برای دفن می بردند و تنها پارچه ای بر روی او می افکندند که حجم بدن از پشت آن نمایان است ناراضی ام.
سماء گفت: من در سرزمین حبشه چیزی دیده ام که با آن جنازه مردگان را حمل می کنند شاخه هائی از درخت نخل را بر می دارند و به صورت تابوت مخصوصی در می آوردند، پارچه ای روی چوب های آن می افکندند سپس بدن را درون آن می گذاردند به گونه ای که بدن پیدا نمی شود.
هنگامی که فاطمه(س) این مطلب را شنید تبسم نمود و این تنها تبسم او بعد از وفات رسول(ص) بود.
به جهت اهمیت موضوع چنین وصیت فرمود: برای من تابوتی تهیه کن که در موقع حمل جنازه بدنم پیدا نباشد و طرز ساختنش چنین و چنان باشد. این بانوی اطهر با این همه عظمت و جلالت و حراست از جایگاه بلند عفاف در زندگی چون وارد قیامت شود فریادی بر خواهد آمد که: ای مردم چشم هایتان را ببندید تا فاطمه(س) دختر رسول اکرم عبور نماید. پیروی از آن بزرگوار و الگوگیری آن حضرت در گرو آن است که زن مسلمان چون او حق را پاس دارد و بسان او از عفاف و حرمتش حراست کند و همانند آن حضرت پوشش کامل را رعایت نماید و وجود و زندگی و رفت و آمد و حضورش در جامعه نمادی از عفاف آزرم و شکوه باشد.

حجاب و نهضت عاشورا
در نهضت عاشورا نیز زنان حضوری جدی و نقشی عظیم دارند در عین عفاف آزرم و باشکوه پوشش
زنان در اوج مصائب و سختی ها حرمت عفاف و حجاب را پاس داشتند و به آخرین وصیت پیشوای بزرگ شهامت معلم بی بدیل شهادت امام حسین(ع) را که در آستانه رفتن به میدان نبرد آویزه گوش قرار دادند که فرمود: آماده مصیبت باشید، لباس های (روی) خود را بپوشید. بدانید خدا حامی شماست و از شما محفاظت می کند و از شر دشمنان نجاتتان می دهد و عاقبت امورتان را خیر می کند... بنگرید امام حسین(ع) در آخرین لحظات حیات زنان را به حجاب و پاس داشتن حرمتشان سفارش می کند. آنان نیز چنین می دانستند که غداره بندان سپاه یزید و آزمندان و بدسگالان ارتش بنی امیه اسیر زرق و برق دنیاست زیورآلات خود را بسوی آنان پرتاب کردند تا در پی غارت آنان قدر بیاسایند. زینب(س) که پیام آور این حماسه و قافله سالار این پیامبران نور است در کوفه و برای بیداری وجدان ها و لرزاندن دلها و بهوش آوردن خفتگان در عین عفاف آزرم سخن گفت: کلام والای زینب(س) و منش والای او به هنگام سخن گفتن به گونه ای بود که گفتند: بخدا سوگند که هرگز زن با آزرمی را ندیدیم که از زینب شیوانر سخن بگوید. آن حضرت با همه شکوه و شهامت در مجلس یزید بپا خاست و پرده دری آن مدعی خلافت را بر سرش کوفت و فریاد زد که: آیا عدالت همین است که زن و کنیزان خود را در پس پرده بنشانی و دختران رسول خدا(ص) را در مجلس بیگانگان بر پابداری. پرده زنان ما را هتک حرمت کردی و نقاب از چهره شان به غارت...







عوامل بد حجابی و بی حجابی
بی حجابی پدیده ای است اجتماعی که برای رسیدن به عوامل و علل آن باید با نگاهی اجتماعی مسائل و زمینه های آن را کاوید. این بحث از جهات مختلفی قابل توجه است و بی گمان در چگونگی پیدایش و رشد و گسترش آن نمی توان به یک یا چند عامل بسنده کرد. چنانکه راه حلهای این معضله ی اجتماعی را نیز نمی توان ساده انگارانه در مطلبی محدود کرد.
1- تلاش استعمار در زدودن پوشش
2- دگرگونی ارزش ها
3- الگو های ناهنجار
4- خلاء های درونی

منابع:
1- آیات حجاب، عباس فتحی، جلد اول، انتشارات نسل سوم تهران، زمستان 1381
2- حجاب از دیدگاه قرآن و سنت، فتحیه فتاحی زاده، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم، زمستان 1379
3- مجله خانوادهی سبز، بهار 83، شماره 107
 

منبع:http://ariaclick.com